شمارهٔ ۲۴۶ - تتبع خواجه
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
بر در دیر مغان هرروز خدمت می کنم
صد تفاخر زین شرف بر اهل دولت می کنم
پیر دیرم گر به هر عمری دهد یک جام می
سال ها از مستی آن باده عشرت می کنم
تا ندانندم که از عشق که مجنونم چنین
هر پریوش را به مهر خویش تهمت می کنم
خو گرم با جور منما لطف بی حد زانکه من
می فتم در رنج اگر این طور عادت می کنم
گرچه در دیرم گدا لیکن به یک پیمانه می
با صد افریدون و جم اظهار حشمت می کنم
وه چه عشق مفرط است این زانکه در هر چند روز
در دگر نوع جنون در شهر شهرت می کنم
گر مسلمانان بسوزندم جزا نبود هنوز
من که بهری کافری تغییر ملت می کنم
اینکه گه مغرور زهدم گاه پیر میکده
از تلون های حال خویش حیرت می کنم
خلوت زاهد پی مقصود باشد فانیا
لیک چون من یافتم مقصود خلوت می کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş