شمارهٔ ۲۷۵ - اختراع
ا امیرعلیشیر نوایی
0
Altın Yaprak
پیمانه می جویان رفتم سوی میخانه
بیرون نروم زانجا پر ناشده پیمانه
شیخان مناجاتی رندان خراباتی
جویند ترا جانا در کعبه و بتخانه
در میکده سر مستم از ننگ خودی رستم
نوشم قدح باده با نعره مستانه
شد جام میم قاتل جز این چه کند حاصل
چون یار قدح دارد با عاشق دیوانه
واعظ به سر منبر گوید همه از کوثر
من مست و برد خوابم زین بلعجب افسانه
تو هم گل بستانی هم شمع شبستانی
هم روز منت بلبل هم شب شده پروانه
فانی سخنم بشنو جویای خرابی شو
در گنج نشد معمور کس ناشده ویرانه
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş