شمارهٔ ۱۶ - اخوانیه
ف فصیحی هروی
0
Altın Yaprak
خوشا وقت قلم کز دست فیضت
به خورشید معانی شد برومند
شود گم در شکر اوراق دفتر
لب کلکت کند گر یک شکرخند
ولی در کیش ما گر مرده ای را
کنی زنده بدانیمت هنرمند
هنرمندی اگر شاخ وفا را
کنی بر شاخسار میوه پیوند
تو می خوانی مرا چشم خود از لطف
سبل در چشم خود زین بیش مپسند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş