شمارهٔ ۱۳۰
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
پرتوی از روی تو افتاده تا در خانه ام
طمی زند صد طعنه بر خلد برین کاشانه ام
سوختن روز ازل قسمت به ما شد ای پری
هر کجا شمعی ست در پیش رخش پروانه ام
پادشاه عشق لشکر می کشد هر جان به ناز
اولین منزل کند جا در دل ویرانه ام
تا ز قید زهد رستم عزت دیگر مراست
می زند خوش باش هر جا پیر بر می خانه ام
آسمان پر می کند پیمانه ام از کینه باز
می کند وصل تو خالی هر زمان پیمانه ام
دوش در مستی زدم حرفی من از فرزانگی
مست بودم ای صنم بگذر مگر دیوانه ام
درد دل خاقان بگوید پیش تو ای نازنین
می شود شب ها مها گر بشنوی افسانه ام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş