شمارهٔ ۱۳۷
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
کاش من در راه تو چون خار دامن می شدم
با تو ای سرو روان گلشن به گلشن می شدم
عشری از عمری که من در پای تو کردم تلف
آه اگر زنار می بستم برهمن می شدم
جان شیرین شد تلف در کوی تو ای کاش من
از پی شیرین پرستی سوی از من می شدم
کی طمع در خرمنت کردم رضا بودم به این
چون گدایان خوشه چین بر گرد خرمن می شدم
بندگی می کردم ار معبود و خود را اینقدر
همچو موسی محرم وادی ایمن می شدم
پنجه عشق تو می تابید بازویم اگر
رستم و اسفندیار و سام و بهمن می شدم
گفت خاقان چون نشست آن شاه خوبان با رقیب
من رضا بودم که جا در چاه بیژن می شدم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş