شمارهٔ ۱۹
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
دلبرا نوبت دلداری هاست
صنما وقت وفاداری هاست
برد لیلی وشی از من دل و جان
ای جنون نوبت سرشاری هاست
یار رفت از بر و ماندم مهجور
بخت هی وقت مددکاری هاست
یار با غیر به می خوردن شد
باز دل نوبت خون خواری هاست
می دهد باده ز لعل لب خود
می کشان اول هشیاری هاست
یار امشب به برت می آید
دیده هی نوبت بیداری هاست
شده خاقان ز فراقش بیمار
دوستان وقت پرستاری هاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş