شمارهٔ ۴۴
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
باغبان را آرزو گلچیدن است
کار گردون چیدن و برچیدن است
روز وصلت گر بمیرم دور نیست
گریه مینا چو از خندیدن است
این که دانندت جهانی بی وفا
بی سبب از عاشقان رنجیدن است
نامجویان را جوانمردی به دهر
بعد قدرت بر گنه بخشیدن است
من نخواهم نام آن وحشی غزال
کام خاقان گرد او گردیدن است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş