شمارهٔ ۴۷ - (ناکامل)
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
دلم به قید محبت چنان گرفتار است
که از کمند تو او را امید رستن نیست
مزن تو سنگ جفا بر من ای ستم پیشه
که شیشه دل من قابل شکستن نیست
تنیده تار به من عنکبوت و حیرانم
تن ضعیف مرا قوت گسستن نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş