شمارهٔ ۶۸
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
خط رخسار تو ای مه چو عیان خواهد شد
آفتابی به بر ابر نهان خواهد شد
نخل نوخیز من آن سرو گلستان ارم
آفت جان و دل پیر و جوان خواهد شد
این چنین کآن مه گل پیرهن از ناز رود
جان خلقی به پی اش جامه دران خواهد شد
نه همین جان من است از رخ زیبا آن شوخ
چند روز دگر آن جان جهان خواهد شد
گر صبا جامه از برگ گلش بردوزد
بر تن همچو گلش بار گران خواهد شد
آخر آن رونق ابروش زبون خواهد گشت
آخر آن سخت کمان سست کمان خواهد شد
از فلانی بستان کام دل اکنون خاقان
کاین مهت سال دگر همچو زمان خواهد شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş