شمارهٔ ۷۲
ف فتحعلیشاه
0
Altın Yaprak
نشسته بر سر کوی تو تاج دارانند
عنان صبر ز کف داده هوشیارانند
صفات ذات تو از وصف خلق مستغنی ست
گدای کوی تو امروز تاجدارانند
قدم ز خانه برون نه که عاشقان از شوق
ستاده بر سر راه تو جان سپارانند
برو تو زاهد و منعم مکن ز لطف خدا
امیدوارتر از تو گناهکارانند
من و ندامت عصیان تو و غرور ورع
به رهگذار کرامت امیدوارانند
سوار مرکب اقبال از یمین و یسار
پیاده رو به رکاب تو بختیارانند
مگر گدای در دوست گشته ای خاقان
که چاکر در تو جمله شهریارانند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş