شمارهٔ ۱۲۰
ف فایز
0
Altın Yaprak
که بر نخل امید من تبر زد
که بر مبنای اقبالم حجر زد
جدا فایز که کرد از وصل جانان
که بر جانم خدنگ بی خبر زد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş