شمارهٔ ۶۳
ف فایز
0
Altın Yaprak
دلم را تیر مژگانت شکار است
نه مجبوریست دل خود خواستار است
مکش از سینه فایز خدنگت
که این ز آن دست و بازو یادگار است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş