شمارهٔ ۱۶
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گر مستی یی ز لعل بتان می کنیم ما
در مستی شراب نهان می کنیم ما
رسواترست نالة لب بستگان بیم
ما را خمش مکن که فغان می کنیم ما
طفل سرشک بر مژه فریاد می کند
ورنه ز شکوه منع زبان می کنیم ما
از یک نگاه لطف به تاراج رفته ایم
سودی که می کنیم زیان می کنیم ما
هر دم ز موج نالة گم گشته در سراغ
غم نامه ها به دوست روان می کنیم ما
هرگز خلاف عجز و تنزل نکرده ایم
کاری که کرده ایم همان می کنیم ما
فیاض می شویم هلاک جفای دوست
آخر وفای خویش عیان می کنیم ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş