شمارهٔ ۲۲۵
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
هم بخت نامساعد هم زلف یار باعث
این تیره روزی ما دارد هزار باعث
در دهر نامساعد راحت چه گونه بینم
نه آسمان موافق نه روزگار باعث
کس غم چه سان نبیند کس شاد چون نشیند
این را هزار مانع آن را هزار باعث
در ترک مطلب آمد آسوده دل نشستن
بی مطلبی نخواهد در هیچ کار باعث
هر جا که کارفرما عشق است و عشق صادق
بی قدر شد مرجح بی اعتبار باعث
ما را به بازدیدی ننواختی و گردید
هم منفعل تماشا هم شرمسار باعث
در وعدة تو فیاض گر چشم باخت لیکن
کس را گنه نباشد شد انتظار باعث
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş