شمارهٔ ۲۴۳
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
سخن ز تنگیت اندر دهن نمی گنجد
درین دقیقه کسی را سخن نمی گنجد
به ذوق نسبت لعل لب تو غنچه به باغ
چنان شکفت که در پیرهن نمی گنجد
سری به انجمنت نیست همچو شمع بلی
فروغ حسن تو در انجمن نمی گنجد
کجاست گریه که خالی کنم دلی که مرا
ز دوستی تو خون در بدن نمی گنجد
به آرزوی تو فیاض اگر به خاک رود
بدین غلوی هوس در کفن نمی گنجد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş