شمارهٔ ۲۷۷
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
هرزه در پیش جوانان آبروی خویش برد
همچو ترکش پر برآوردم ز تیر ناز او
هر چه گویم لذت پیکان او دل بیش برد
کوه را فرهاد از جا کند و خسرو مزد یافت
بخت چون سستی کند نتوان به زور از پیش برد
عاشقی دورست از منصور دعوی دار دور
بی حقیقت با وجود دوست نام خویش برد
لذت عیش جهان در لذت ترکست و بس
هر چه را در پادشاهی باخت شه درویش برد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş