شمارهٔ ۳۰
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
کجا شد آن نمک پاشی به زخم از همزبانی ها
نهان در هر نگه صد لطف و ظاهر سرگرانی ها
کنون گر صد ادا از غیر می بینی نمی فهمی
چه شد آن خرده بینی های ناز و نکته دانی ها
به جادویی خراج بابل از هاروت می گیرم
ولیکن درنمی گیرد درو جادو زبانی ها
اگر کوتاه شد دست من از دامان فتراکش
ولی دارم از آن ترک شکارافکن نشانی ها
عصای آه گاهی دستگیری می کند فیاض
وگرنه برنمی خیزم ز جا از ناتوانی ها
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş