شمارهٔ ۳۰۰
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
گفتمش صد بار و ترک صحبت دشمن نکرد
طفل بازیگوش من گوشی گوشی به حرف من نکرد
ذوق پیراهن دریدن را به کام دل ندید
هر که را چاک گریبان رخنه در دامن نکرد
عاشقان را تیره بختی سایة بال هماست
زان سبب خاکسترم جز جای در گلخن نکرد
سال ها بیهوده چون شمع قرار بیکسان
سوختیم و پرتو ما مجلسی روشن نکرد
مهربانی های او فیاض در خونم نشاند
آنچه با من کرد او از دوستی دشمن نکرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş