شمارهٔ ۳۱
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
یک جهان بر هم زدم کز جمله بگزیدم تو را
من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را
با همه مشکل پسندی های طبع نازکم
حیرتی دارم که چون آسان پسندیدم تو را
یک بساط دهر شد زیر و زبر در انتخاب
زین جواهر تا به طبع خویش برچیدم تو را
من ز خود گم می شدم چون می شنیدم نام تو
خویش را گم کرده تر می خواستم دیدم تو را
کی قبول من شدی فیاض در رد و قبول
تا به میزان رهی صد ره نسنجیدم تو را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş