شمارهٔ ۳۶۲
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
عاشق چوبی مضایقه جان را فدا کند
خنجر زبان گشاید و صد مرحبا کند
پیشت هجوم گریه امان اینقدر نداد
مرغ نگاه را که پر و بال وا کند
هر کس که زخم کاری ما را نظاره کرد
تا حشر دست و بازوی او را دعا کند
از انفعال روز قیامت چه ها کشیم
گر عشق خون ناحق ما را بها کند
از وعده وصال تو خود را شهید کرد
فیاض اگر رخ تو ببیند چه ها کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş