شمارهٔ ۴۶۶
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس
بی نصیبان دیاریم از دیار ما مپرس
بحر مالامال دردیم و ز ساحل بی نصیب
ما که پا تا سر میانیم از کنار ما مپرس
عشق ما را خاک کرد و خاک ما بر باد داد
بر مزار ما بیا اما مزار ما مپرس
ما ز تاب افتاده ایم از آب و تاب ما مگو
ما ز کار افتاده ایم از کار و بار ما مپرس
در تنزل زیر بار سایة خود مانده ایم
اعتبار ما ببین و ز اعتبار ما مپرس
سایه پروردان زلف شاهد بخت خودیم
روز ما را دیده ای از روزگار ما مپرس
عمرها فیاض گرد کوی جانان بوده ایم
خاک ما را سرمه ساز و از غبار ما مپرس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş