شمارهٔ ۴۹
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
ز من منت بود سرو و سمن را
به خون دیده پروردم چمن را
به جرم دوستی از دولت دل
چه ها بر سر نیامد کوهکن را
ندارم کاو کاو ناخن غم
لباس نو کنم داغ کهن را
زکات نیکویی ضبط نگاه است
به یاد از من نگهدار این سخن را
حرامت باد نام عشق فیاض
به هفت آب ار نمی شویی دهن را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş