شمارهٔ ۴۹۵
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
امشب غریب نوسفری می کند وداع
خو کردة به خاک دری می کند وداع
یارب که رخت بسته که بر هر سر مژه
هر لحظه پارة جگری می کند وداع
جز خیر باد زندگی خود نمی کند
در پیش شعله چون شرری می کند وداع
آشفتگان راه غمت را ز خودسری
در هر دو گام راهبری می کند وداع
عالم وداعگاهی و آدم مسافری ست
تا می رسد یکی دگری می کند وداع
در عیدگاه جلوة شمشیر ناز تو
هر دم ز جسم خسته سری می کند وداع
فیاض مرغ جان ز پرواز مانده ام
امروز مشت بال و پری می کند وداع
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş