شمارهٔ ۴۹۵
ن ناصر بخارایی
0
Altın Yaprak
ما خلاف رسم مردم کرده ایم
ترک اسباب تنعم کرده ایم
رشته تسبیح را از ما مجوی
زانکه ما سررشته را گم کرده ایم
در میان گریه چون ابر بهار
بر بقای خود تبسم کرده ایم
آن دهان را کس نمی داند یقین
شکل موهومی توهم کرده ایم
همدم وصلت دمی گر بوده ایم
بر قدم آن دم تقدم کرده ایم
هیچ دانی از چه شد معلوم علم
زانکه بسیاری تعلم کرده ایم
تا چو ناصر طالبی یابد ظریف
انجمن ها همچو انجم کرده ایم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş