شمارهٔ ۶۹۸
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
می توانی جای خود را در دلی پیدا کنی
چهره ای چون برگ گل داری تنی چون بوی گل
حیف اگر جز در دل اهل محبت جا کنی
سینة آیینه داری در درون پیرهن
آه اگر در پیش دم سردان گریبان وا کنی
ما تهی سرمایگانیم و متاعت قیمتی
دین و ایمانی چه ارزد تا به ما سودا کنی
هیچ سر را سرکشی از زلف فتراک تو نیست
در جهان مشهور سازی هر کرا رسوا کنی
من ز خود تنها شدم بهر تو تنهایی پرست
تا تو یک دم رغبت این گوشه تنها کنی
من ز خود فیاض رفتم هرزه جستجو مکن
خویش را گر گم کنی شاید مرا پیدا کنی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş