شمارهٔ ۹۵
ف فیاض لاهیجی
0
Altın Yaprak
امشب ز فرقت تو دلم چون چراغ سوخت
در خون نشست گریه ازین درد و داغ سوخت
جام و سبو ز هجر رخت دل شکسته اند
چون داغ لاله در کف ساقی ایاغ سوخت
محض از برای خاطر پروانه ها به بزم
شب تا صباح شمع نشست و دماغ سوخت
از شرم قطره های عرق بر عذار تو
شبنم چو خال بر رخ گل های باغ سوخت
فیاض عاشقی تو و ما داغ بی غمی
خواهد ترا محبت و ما را فراغ سوخت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş