غزل شمارهٔ ۱۵۹
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
ما را با دوست آشناییست
از دل روش روشناییست
در صورت اگر چه بس حقیریم
ما را بر دو کون پادشاهیست
آنکس که ز شهر ماست داند
کاین گوهر قیمتی کجاییست
ما را نتوان خرید ارزان
در صدف بلا بهاییست
این گوهر شب چراغ درویش
از مخزن خاص کبریاییست
بر ما دو جهان برند حسرت
این عشق عنایت خداییست
گر پادشهی کنیم شاید
ما را بر او ره گداییست
این فیض که حق بفیض بخشد
بر جان شکسته مومیاییست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş