سجده فرشتگان و سرکشى ابلیس
ف فیض کاشانی
0
Altın Yaprak
پس امر شد ملایکه را سجده آورید
این قالب خلیفه بگزیده مرا
فی الفور در سجود فتادند سر به سر
جز دیو سرکشی که نمود از سجود ابا
گفتا که او ز خاک بود من ز آتشم
چون زاده اثیر شود ساجد ثرا
حق گفت لعن بر تو و بر تابعان تو
از اهل کبر و اهل حسد بنده هوا
گفتا که مهلتم بده از بهر رهزنی
تا انتقام خود کشم از خاکزادها
گفتا ز بندگان منت دست کوته است
تا وعده جزا تویی و بنده هوا
جای شما جهنم و کار شما ضلال
سوزید تا شود به شما پخته کار ما
آدم سپاس و حمد و ثنا گفت و شکر کرد
بر سجده ملایک و بر لعن من ابا
آنگه ز فاضل گل او ساخت صورتی
مانند او ولی به انوثت از او جدا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş