شمارهٔ ۵
ف فروغی بسطامی
0
Altın Yaprak
شاه جم جاه کلامی که بیان فرماید
از کمال شرفش نقش نگین باید کرد
دل ما را ز چه رو زار و حزین باید کرد
عاشقی کفر نباشد نه چنین باید کرد
باده صاف به یاران کهن باید کرد
نظر لطف به عشاق غمین باید کرد
ما گدایان را از درگه خود دور مکن
که ترحم به گدایان به از این باید کرد
از بر خسته دلان چند به تندی گذری
بعد از این مرکب آهسته به زین باید کرد
این چنین حسن و لطافت که تو داری تا حشر
سجده بر آدم و حوا و به طین باید کرد
پرتو روی تو روشن کند این عالم را
پس از این روی تو با ماه قرین باید کرد
پرده از صورت زیبای تو باید برداشت
ماه رویان همه را پرده نشین باید کرد
همچو طاووس چو سرمست خرامی در باغ
توتیای مژه را خاک زمین باید کرد
روش کبک دری داری و چشم آهو
صید این قسم شکاری به کمین باید کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş