شمارهٔ ۳۷
غ غالب دهلوی
0
Altın Yaprak
از تست اگر ساخته پرداخته ما
کفری نبود مطلب بی ساخته ما
پرورده نازیم به رحمتکده عجز
بر پای تو باشد سرافراخته ما
هم طرحی سودازدگان تو بلا شد
کاشانه اغیار برانداخته ما
در عشق تو بر ماست دیت اهل نظر را
ابروی تو تیغ به خیال آخته ما
حیرانی ما آینه شهرت یارست
شد جاده به کویش نفس باخته ما
وقتست که چون گرد ز تحریک نسیمی
ریزد پر و بال از قفس فاخته ما
بودیم نظرباز و تو بر دل زده ای باز
ای دیده نوازش ز تو ننواخته ما
هر جاده که از نقش پی تست به گلشن
چاکی ست به جیب هوس انداخته ما
غالب مدم افسون اقامت که بلایی ست
دیوانه از بند برون تاخته ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş