شمارهٔ ۲۹
غ غنی کشمیری
0
Altın Yaprak
بیوجه مدان جاهلی ما که ز استاد
از همت عالی نگرفتیم سبق را
جز وصف سر زلف تو در نسخه ما نیست
مسطر مگر از شانه کشیدیم ورق را
دامن بمیان بر زده از پی قتلم
ای شوخ مگردان دگر از ناز ورق را
اشک از غم افزونی روزی نفشانیم
این سیل مبادا ببرد سد رمق را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş