شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکار
ن نظام قاری
0
Altın Yaprak
وصف قوت انکه گفت به زلباس
نان شناسی بود خدانشناس
کس چه گوید جواب گفته من
شرط ره نیست باپلاس پلاس
بهز چادر شب از بر مهتاب
نتواند برید کس کرباس
هر که دوزد لباس بر قد شعر
همچو من در سخنوری لاباس
هست سرپوش دسته نقش این شعر
خاص از بهر این زمرد کاس
خسرو ار شهر بندد آیینی
گوز دیوان من ببر اجناس
تا چه برجست هییات دستار
که ذنب جمع شد درو باراس
اطلس آل در بر سنجاب
این یکی آتش آن رماد شناس
همچنان کز طعام پر مرضست
شمله از سر نهاد نست عطاس
گو نظر کن بنقش ابیاری
هر که خط خوانده است از قرطاس
قاری از وصف جامها دایم
مور بر مرد مست روی شناس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş