شمارهٔ ۳۰۳
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
هر گه که یار شیوه ناز ابتدی کند
عاشق کسی بودکه دل وجان فدی کند
فارغ شد از جهان بحیات ابد رسید
هر جان معتقد که بعشق اقتدی کند
از معنی آمدن سوی صورت بدان که چیست
معشوق الست گوید و عاشق بلی کند
غافل مشو که مایه ظلمات غافلیست
با یاد دوست باشکه جان را جلی کند
با یاد دوست از بد دشمن فراغتیم
با خود کند کسی که بعالم بدی کند
بیدار شو ز قده غفلت که عشق یار
بعد از وفات قبر ترا مرقدی کند
حسنیست بی نهایت و لطفیست بی دریغ
هنگام فرصتست که قاسم کدی کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş