شمارهٔ ۷۵
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
و هو معکم گفت از این معنی چه خواست
یعنی جان ها در بقای حق فناست
این معیت چیست باری فی المثل
جان جان ها صوت و این معنی صداست
منتهی هرگز نگردد سر عشق
سر عاشق منتها در منتهاست
بی حلول و اتحاد آن شاه عشق
لایزال و لم یزل مهمان ماست
گفتمش بنشین و بنشان فتنه را
خاست واندر خاستن صد فتنه خاست
صدهزاران نامه دارد شاه عشق
در طی هر نامه ما را نامه هاست
قاسمی طالب ز فرط اشتیاق
چون گذشت از جان ز جانان مرحباست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş