شمارهٔ ۷۶
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
یک سخن از قول اخوان الصفاست
سر بکوب آنرا که سرش نیست راست
یک حدیث از قصه اسرار تو
عاشقی نشنید کز جان برنخاست
هرگز از عشق تو نشکیبد دلم
جان ما مس است و عشقست کیمیاست
گر تو گویی جان فدا کن بهر من
ای دل و جان صد هزارت جان فداست
گفته ای کان یار آمد از سفر
تا قیامت از دل و جان مرحباست
بر امید وصل از بیم فراق
شب همه شب تا سحرگه ربناست
قاسم از روی و ریا بگذشته است
کار عاشق برتر از روی و ریاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş