شمارهٔ ۲۱۷
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
می روم تا کوی جانان آخر از تأثیر عشق
سالکان را نیست بهتر هادی ای از پیر عشق
آسمان لاجوردی رنگ پرنقش و نگار
هست سرلوح سردیباچه تفسیر عشق
خانه کعبه است مروارید قدرش را صدف
لیله القدر است مشک نافه نخجیر عشق
در سر آن کیمیا می رو که مینای قمر
هست جزو کمترین اجزایی از اکسیر عشق
جبرییلش از شرف گهواره جنبانی کند
از دهانش آید آن طفلی که بوی شیر عشق
چون فروماند از خرد زد بر در دیوانگی
می توان استاد افلاطون شد از تدبیر عشق
می زدم گاهی شبیخونی به زلف سرکشی
از کمان ابرویی قصاب خوردم تیر عشق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş