شمارهٔ ۵۶
ق قصاب کاشانی
0
Altın Yaprak
آن شوخ دل آرا رخ زیباش لطیف است
بر روی چو گل زلف چلیپاش لطیف است
چشم سیه اش نام خدا معدن ناز است
طرز نگه نرگس شهلاش لطیف است
هر لحظه کند جلوه چو طاووس به رنگی
ای دل نگران شو که تماشاش لطیف است
رخسار گل و لب گل و بالا گل و تن گل
چون دسته گل جمله اعضاش لطیف است
در وصف رخ و لعل و خط و قامت رعناش
قصاب چه گویم که سراپاش لطیف است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş