بخش ۱۲۳ - علاج طول امل
ا امام محمد غزالی
0
Altın Yaprak
بدان که علاج دفع سبب بود چون سبب بدانستی به دفع آن مشغول باشی اما سبب دوستی دنیا را علاج بدان کند که گفته ایم در کتاب حب دنیا و در جمله هرکه دنیا را بداند دنیا را دوست ندارد که بداند که لذت وی روزی چند است که به مرگ ناچار باطل شود و آنگاه در حال منغص و مکدر است و از رنج خالی نیست و هرگز کسی را صافی نشده است و هرکه از طول آخرت بیندیشد و از مختصری عمر داند که فروختن آخرت به دنیا هم چنان بود که کسی درمی در خواب دوست تر دارد از دیناری در بیداری که دنیا چون خوابی است الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا و اما جهل را علاج به فکر صافی و معرفت حقیقی کند که بداند که مرگ چون که به دست وی نیست آن وقت بیاید که خواهد تا بر جوانی اعتماد نکند یا بر کاری دیگر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş