بخش ۱۴ - فصل دیگر(در استنجا)
ا امام محمد غزالی
0
Altın Yaprak
باید که سه کلوخ یا سه سنگ راست کرده باشد پیش از قضای حاجت چون فارغ شود به دست چپ بگیرد و بر جایی نهد که پلید نباشد آنگاه می راند تا به موضع نجاست و آنجا می گرداند و نجاست می رباید چنان که فراتر نبرد نجاست را این چنین سه سنگ به کار دارد و اگر پاک نشود دو دیگر به کار دارد تا طاق بود آنگاه سنگی بزرگتر به دست راست بگیرد و قضیب به دست چپ بگیرد و بر آن سنگ فراز آورد سه بار یا به دیواری فراز آورد به سه جای و دست چپ جنباند نه دست راست و اگربدین قناعت کند کفایت کند لیکن اولیتر آن بود که جمع کند میان آب و سنگ و چون آب به کار خواهد داشت از این جای برخیزد و جای دیگر شود که آب بر وی نبشنجد و به دست راست آب می ریزد و به دست چپ می مالد به کف دست چنان که بداند که هیچ اثر نماند چون دانست که آب بسیار نریزد و نیرو نکند تا آب به باطن رسد ولیکن به وقت استنجا خویشتن سست فروگذارد و هرچه بدین مقدار آب به وی نرسد آن از باطن است و آنرا حکم نجاست نیست تا وسوسه را به خود راه ندهد و همچنین در استبرا سه بار دست به زیر قضیب فرو آورد و سه بار بیفشاند و سه گام فرا رود و سه بار تنحنح کند و بسیش از این خویشتن را رنجه ندارد که وسواس به وی راه یابد اگر این کرده باشد و هر زمان می پندارد که از استنجا تری پدید آمد آب بر ازار پای ریزد تا گوید از آن است و رسول ص بدین فرموده است برای وسواس را
و چون از استنجا فارغ شود دست به دیوار درمالد یا بر زمین آنگاه بشوید تا هیچ به وی نماند و بگوید در وقت استنجا اللهم طهر قلبی من النفاق- حصن فرجی من الفواحش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş