شمارهٔ ۱۹۵
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
کسی کو عشق بازی پیشه دارد
کی از رسوا شدن اندیشه دارد
دل ریشی که خون از وی نجوشد
چو سنگی دان که زخم تیشه دارد
مکش از سینه ریشم که تیرت
بود نخلی که در جان ریشه دارد
دل قدسی نمی ترسد ز شادی
که شیری چون غمت در بیشه دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş