شمارهٔ ۲۲۹
ق قدسی مشهدی
0
Altın Yaprak
ناله ای کردم خروش اهل شیون تازه شد
بلبلان را شیوه افغان گلشن تازه شد
بس که عشقم رشک فرمای است از چشم بتان
هرکه زخمی خورد داغ سینه من تازه شد
آهی از دل برکشیدم شب به یاد روی دوست
در دل موسی هوای نار ایمن تازه شد
دوش در میخانه چون قدسی به یاد چشم بت
سجده ای کردم که روح صد برهمن تازه شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş