شمارهٔ ۱۷۴
م میرزا حبیب خراسانی
0
Altın Yaprak
حرف ما با تو شب دوش چه بود
سخن آن لب مینوش چه بود
سخنی بود که از خاطر ما
سر بسر گشت فراموش چه بود
نشاه مستی مستان خراب
زان خم باده سر جوش چه بود
همه شب در بر رندان دغل
کار آن ترک قبا پوش چه بود
با دل شیفتگان شام و سحر
راز آن زلف و بنا گوش چه بود
تا بخال و خط رعنا پسران
کار یاران قدح نوش چه بود
از خرابات مغان تا بفلک
همه شب غلغله نوش چه بود
من بگویم که شب دوش گذشت
تو بگو باز شب دوش چه بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş