شمارهٔ ۶۶
ح حاجب شیرازی
0
Altın Yaprak
ماه من گر طرف کاکل بشکند
رونق بازار سنبل بشکند
گر نقاب وهم از رخ افکند
قدر ماه و قیمت گل بشکند
در تغنی آن نگار گل عذار
نغمه را در نای بلبل بشکند
با حقیقت بگذر از پل نی مجاز
می برد آبت اگر پل بشکند
کوک کن مطرب تو بربط را چو فور
تا خماری را بطی مل بشکند
در کمند آرد مگس را عنکبوت
وقت حمله شیر نر غل بشکند
روز میدان شیر چون جولان کند
جیش گرگان بی تأمل بشکند
جزء و کل گر بر خلافش صف کشند
صف بدرد جزء با کل بشکند
نیست حاجب را توسل با کسی
چون توسل را توکل بشکند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş