شمارهٔ ۲۶
ص صابر همدانی
0
Altın Yaprak
گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
همچنان ناله من نیز اثرها دارد
خبر از حال من و بلبل اگر می جویی
من به شب گریم و او نغمه سحرها دارد
دور از قافله سالا مشو در ره عشق
هر که زین قافله دور است خطرها دارد
در یک اشک چو غواص معانی ای دل
غرق شو غرق که این بحر گهرها دارد
از در میکده محروم نشد کس به مثل
خانه حاتم طایی ست که درها دارد
بره عشق منه بی مدد پیر قدم
چونکه این راه بسی کوه و کمرها دارد
صابر این پاسخ آزاد شفیق است که گفت
خام تا پخته شود زیر و زبرها دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş