غزل شمارهٔ ۶۷
ه هاتف اصفهانی
0
Altın Yaprak
گواهی دهد چهره زرد من
که دردی بود بی دوا درد من
شدم خاک اگر از جفایش مباد
نشیند به دامان او گرد من
به گلزار من ای صبا چون رسی
بگو با گل ناز پرورد من
که گر یک نظر روی من بنگری
ترحم کنی بر رخ زرد من
وگر یک نفس آه من بشنوی
جگر سوزدت از دم سرد من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş