بخش ۲ - در مناجات باری تعالی عزّ اسمهُ
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
یا رب به نشید سینه ریشان
یا رب به نیاز مهرکیشان
کز لطف دهی زبان گفتار
نطقی به ستایشت سزاوار
افسانه ای از مجاز خالی
پیرایه نکته های حالی
بیداری بخش هر مغفل
چون زلف سمنبران مسلسل
فکری به رسایی آسمان سیر
آزاده ز آب و خاک این دیر
در صیدگه سخن قوی دست
نگشاده به هر شکار دون شست
صیدافکنیش به کلک چالاک
شیران حقایقش به فتراک
ای شعله زن کباب جانان
وی آب روان تشنه کامان
ناخن زن سینه های رنجور
الماس تراش زخم ناسور
زآنجا که مقام عاشقان است
بی دردی ما به ما گران است
بخشای دلی به درد دمساز
صد چاک ز سینه بر رخش باز
سیلی خور عشق شورش انگیز
خوبان به جراحتش نمک ریز
ناوک گه غمزه کماندار
پیکانش گشاده جا به سوفار
قهرش به مذاق جان شکرخند
با جور تو لطف آرزومند
زخمش همه خنده ریز چون گل
میدانگه صد سپه تغافل
از تیغ جفای عشق بسمل
سیلش به محیط گشته واصل
ای نور دل بلند بینان
وی شمع طراز شب نشینان
تاریک شبم ببخش نوری
آشفته دلم بده حضوری
آب وگل من سرشته توست
وین تخم امید کشته توست
بر کشت دل امیدواران
باران عطای خود بباران
بشنو خونین ترانه ام را
در خاک مسوز دانه ام را
باشد که ز آب و گل کشد سر
نعت شه انبیا دهد بر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş