شمارهٔ ۱۱۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
روشن از حیرت دل شد که دلارایی هست
در بر این آینه را آینه سیمایی هست
پای آوارگیم رهبر دامن نشود
گر بجز کوی تو پنداشته ام جایی هست
وسعت آباد دل افتاده حزین در پیشت
برو از خویش که خوش دامن صحرایی هست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş