شمارهٔ ۱۷۳
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
از شرم زبانم به گلستان تو بسته ست
صد نکته به یک خنده پنهان تو بسته ست
ما در چه شماریم که گردون سبک سیر
خود را به صف آبله پایان تو بسته ست
بشکاف دلم را که لبالب شده از خون
این عقده به یک جنبش مژگان تو بسته ست
جزکیش تو از ملت دیگرخبرم نیست
ایمان من ای عشق به ایمان تو بسته ست
حاصل نکند طوطی مست از شکرستان
طرفی که خط از پسته خندان تو بسته ست
جمعیت عالم همه آشفته نسازی
دلها به سر زلف پریشان تو بسته ست
از لوح دلش محو نگردد چو سویدا
نقشی که حزین از خط ریحان تو بسته ست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş