شمارهٔ ۲۳۱
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
ما را تن ضعیف به زندان عالم است
این هم که زنده ایم ز دستان عالم است
از شورش جهان سر زلف حواس من
آشفته تر ز حال پریشان عالم است
کامش به غیر دانه دل آشنا نشد
مور قناعتم که سلیمان عالم است
ناموس روزگار به گردن گرفته است
سلطان غیرتم که نگهبان عالم است
سودای عشق از سر ما کم نمی شود
زنجیر زلف سلسله جنبان عالم است
از فیض خط و خال تو ای نازنین غزال
کلکم یکی ز مشک فروشان عالم است
هرگز مبند دل به فریب جهان حزین
دنیای سفله دشمن مردان عالم است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş