شمارهٔ ۲۴۲
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس
زیر لب دارم ازین عقده سوالی که مپرس
جلوه شمع تجلی شب هجران تو داشت
با خیال تو مرا بود وصالی که مپرس
رخت از آن کوی پی عزم سفر می بستم
دل به دامان من آویخت به حالی که مپرس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş